X
تبلیغات
ارواح..

ارواح..

جن_روح-دیو_پری-بختک

 

جن در خانه!



این جن ها خیلی ترسناک بنظر می رسند، فیزیک بدنشون، شبیه یک اسکلت که گاهی کامل نیست، با پوستی چروکیده که روی اون کشیده شده است و لب ندارند، چشمها و دهانشون شبیه یک حفره ی تو خالی ست، اما هم می بینند هم می خورند. مسلمان نیستند و شرارتهای بدی دارند. ببینید خونه ای که داخلشه هم، قدیمی یا متروکه نیست.


عکسی از جن يا ارواح ؟؟


اين عکس در جشن در دانشگاه بوده که بعد از ظاهر کردن عکس اين موجود در عکس افتاده که معلوم نيست جن هست يا روح که به نظر من هر چي هست مجودي پليد بايد باشه در مورد زياد خيلي بحث شد.

امکان اينکه اين عکس فتوشاپي باشه.
درصد واقعي بودن عکس.
ولي واقعا عکس جالبي شده.






 
نفوذ جن در قالب فیزیکی سگ


دیدید گاهی اوقات حیوانات -حتی مرغ و خروسها- وحشی می شن و بی دلیل حمله می کنند؟ گاهی اوقات دلیلش نفوذ جنهاست.
این جن با همون نور قرمز اطرافش دیده میشه. من بهش می گم نژاد جهنمی. بسیار شرور و آزار دهنده. این جن به قصد نفوذ نزدیک سگ شده و در عکس بعدی می بینید که در سگ نفوذ کرده. دقیقا به همین شکل هم دیده می شه.





می بینید چطور به قالب فیزیکی سگ دراومده. با اینکه خودش فرم فیزیکی مشخص داره، می تونه بدنش رو تغییر بده. دقت دارید که سگ جن رو می بینه.




 
 


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 17:26  توسط l-l43ti  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 18:16  توسط l-l43ti  | 

ارواح

عکس هایی بی نظیر از دنیای جن

و ارواح

 

عکسی از یک روح که در حال پایین آمادن از راه پله های یک منزل متروکست

عکسی از یک روح که در حال بیرون آمدن از ماشین بعد از چنددقیقه از تصادف

افرادی که برای گرم کردن محیط آتش روشن کردن و با منظره ای روبرو شدن که جنی در دل آتش وجود داره

عکس جن معروف که در یکی از غار های امارات متحده ی عربی پیدا شد

عکس مرده جن زده در هند که شبیه به یک میمون شده

شبح یا روحی که هر شب در یکی از قبرستان های معروف در آمریکا دیده میشه

این عکس بعد از چاپ پخش شده که در اون زنی که در علامت فلش قرار داره بدون پاست

عکسی که خیلی از دانشمندا رو متحیر کرده که دوربین متحرک در یک اسایشگاه روانی در استرالیاست

شبح یا روحی که در طی روز به چشم چندین نفر در جنگل های آمازون دیده شده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 14:39  توسط l-l43ti  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 13:48  توسط l-l43ti  | 

مطالبی جالب و خواندنی درباره " جن

 " و ارتباط آن در ادیان و زندگی

آدمیان...!!!

 

مطالبی جالب و خواندنی درباره " جن " و ارتباط آن در ادیان و زندگی آدمیان...!!!




توجه: این مقالهٔ اثبات وجود جن نیست. برای وجود و عدم وجود جن نیز جانب‌ داری نمی‌کند. تنها به بازگویی باورهای کسانی که به جن معتقدند با جستجو در مراجع و منابع اکتفا کرده است. در مورد درستی موضوعات ذکرشده در این مقاله اختلاف‌ نظر وجود دارد.



‍‌«جن» واژه‌ای عربی و به معنی «موجود پنهان و نادیدنی» است. در عرف فارسی «اَجِنّه» جمع جن شمرده می‌شود. در عربی جمع واژه جن، جِنان است و نوع آن جِنَّه. در فرهنگ فارسی دکتر محمد معین، به معنای «موجودی متوهم و غیر مرئی، پری» آمده است. برخی مردم به جن، «از ما بهتران» هم می‌گویند .

در یک دیدگاه وسیع به هر موجود ماوراءطبیعه‌ای که از دیدگاه انسان مستور است، جن می‌گویند. مانند فرشته‌ها، شیطان‌ها. اما اصطلاحاً و بنا بر باور برخی از مردم، جن‌ها (اجانین) گروهی از موجودات زنده، دارای احساسات و تفکر و معمولا نامرئی از جهان آفرینش هستند که هزاران سال پیش از خلقت بشر از آتش خلق شده‌اند.



جن از دیدگاه مذاهب



اسلام:

پاره‌ای از باورهای مسلمانان پیرامون جن از قرآن سرچشمه می‌گیرد. در قرآن جن موجودی توصیف شده که «از آتش (نار) آفریده» شده است.جن دارای دو جنس نر و ماده و دارای علم و ادراک معرفی شده‌است.همچنین به آنان ویژگی‌های اخلاقی داده شده و مواردی از تماس آن‌ها با انسان را متصور شده‌است. به روایت قرآن جن «از پیش از آفرینش انسان» بر روی زمین می‌زیسته‌است. در کل جن بیست و دو مرتبه در قرآن تکرار شده و دارای سوره‌ای به همین نام است. هم چنین بنا بر گفته قرآن شیطان رجیم یا همان ابلیس از جنس جن است. در سوره نمل (مورچه) در کتاب قرآن در آیه ۱۷ به این مورد اشاره شده‌است که سلیمان نبی بر سپاهیانی از جن تسلط و آنها را در خدمت خود داشته است. نیز در آیه ۳۹ از سوره نمل به توانایی خارق العادهٔ این موجودات اشاره می‌شود.

آنگونه که در بخشی از کتاب «در محضر استاد» که به پرسش و پاسخ‌هایی با آقای علامه طباطبایی(شیعه)می‌پردازد، به نقل از او، عمر این موجودات بسیار بیشتر از عمر انسان‌ها بوده و جمعیتشان نیز از جمعیت انسان‌ها بیشتر است. در همین کتاب اشاره شده است که سپاهی از جن‌ها به رهبری زعفر در واقعه کربلا به کمک امام حسین آمد ولی امام کمک او را نپذیرفت . او نوشته است: یکی از جنگ‌های امام علی علیه السّلام با جن (نصیبین) بود. همچنین در تفسیر المیزان درباره پناهنده شدن مردم به جن، نوشته: «مراد از پناه بردن انس به جن بطوری که گفته‌اند این است که در عرب رسم بوده وقتی در مسافرت در شب، به بیابانی برمی‌خوردند از شر جانوران و سفیهان جنی به عزیز آن بیابان که سرپرست جنیان است پناه می‌بردند و می‌گفتند: من پناه می برم به عزیز این وادی،از شر سفهاء قومش» به گفته علامه طباطبایی: « تقسیم آیه مبارکه بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ در مربعات به حروف ابجد، برای رفع جنیان و افراد مبتلا به جن مفید است».

ابن خرم در کتاب الفصل می‌نویسد: «طایفه جن امتی هستند دارای عقل، فکر و قدرت تمیز که به ایشان از طرف خدا وعده و وعید نازل شده و آنها نیز پذیرفته‌اند. آمیزش می‌کنند اولادی از آن‌ها بوجود می‌آید و مرگ نیز آنها را در بر می‌گیرد و چون جسمشان زود فنا می‌شود احتیاج به قبرستان ندارند و تمامی مسلمانان نیز بر این امر توافق و اجماع دارند جنیان دارای اجسام لطیف، شفاف و هوائی هستند یعنی زندگی در هوا و زمین برای آنها امکان دارد زیرا عنصر آنها از آتش است. همچنان‌که عنصر انسانها از خاک است»

صدر المتالهین شیرازی معروف به ملاصدرا می‌نویسد: «جن را وجودی در این جهان حس و وجودی در جهان غیب و تمثیل (عالم مثال) است، اما وجودشان در این جهان هیچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست، جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است می‌باشد آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدائی و گرد آمدن است، چون جدا گشت، قوامش نازک و حجمش لطیف گشته و از دیگرن پنهان می‌گردد»

در آیه ۱۳۰ سوره انعام، آمده: «یا معشر الجن و الانس الم یاتکم رسل منکم» یعنی: «ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از بین شما برای شما نیامدند؟» که ظاهرا و بنا به نظر بسیاری از معتقدان به دین اسلام، آیه مذکور نشان دهنده این است که جن‌ها پیامبرانی از جنس خودشان هم داشته‌اند.



مسیحیت

آنگونه که از باورهای مسیحی برمی آید مسیحیان به وجود جن معتقد بوده و آنها را «ارواح خبیث» یا «ارواح شیطانی» می‌دانند.در بسیاری از آیات عهد عتیق و عهد جدید از جن، اجنه و شیطان و ابلیس به صراحت نام برده شده است از جمله لاویان ۱۹:۳۱ و ۲۰:۶ ، اول سموئل ۲۸:۳ و ۲۸:۹ و ۲۸:۷ اول تواریخ ۱۰:۱۳ ، متی ۴:۱ و ۱۲:۲۲ ، لوقا ۴:۵ و ۸:۱۲ ، یوحنا ۸:۴۴ و بسیاری آیات دیگر. ضمنا جن‌گیری جزء اموری است که کلیسای کاتولیک به صورت تخصصی آن را انجام می‌دهد و در حال حاضر پاپ بندیکت شانزدهم از آن حمایت می‌کند و انجمن بین المللی جن گیران برای همین موضوع توسط پدر گابریل آمرث تاسیس شده است. برخی گمان می‌کنند درباره ماهیت آنها در بین عامه مردم غلو شده و تصویری ترسناک از آنان ترسیم شده است.




جن در باور مردم


ایرانیان:

در باور برخی افراد، جن‌ها تنها در شب، تاریکی، تنهایی و در محل‌هایی مانند گرمابه، آب انبار، پستو و ویرانه و بیابان وجود دارند. در باور عامه، جن به شکل انسان است با این تفاوت که پاهایش مانند بز، سم دارد. مژههای دراز او نیز با مژهٔ انسان متفاوت است و رنگ موی او بور است. همزمان با زاده شدن هر نوازد انسان، بین اجنه نیز نوزادی به دنیا می‌آید که شبیه نوزاد انسان است اما سیاه و لاغر و زشت . این موجود را همزاد آن طفل می‌خوانند. اگر کسی شب هنگام آب جوش روی زمین ریخته و بسم الله نگفته باشد ممکن است یکی از فرزندان اجنه را اذیت کرده باشد. مادر و پدر آن جن برای انتقام، نوزاد آن شخص را می‌ربایند و همزاد او را بجایش می‌گذارند.

بنابر باور برخی، نه تنها باید پیش از ریختن آب جوش روی زمین «بسم الله» گفت، بلکه حتی پیش از ریختن آب سرد، پرت کردن چیزی و هر کاری که می‌تواند به یک موجود فرضی در محل آسیب برساند یا برای او اهانت آمیز باشد (مانند انداختن آب دهان و ...) نیز باید «بسم الله» گفت. و ذکر این عبارت برای دور کردن جن‌ها از محل و ایمن ماندن از آسیب احتمالی آن‌ها موثر است. البته عده‌ای نیز متعقدند که ذکر «بسم الله» به تنهایی چاره ساز نیست و حتی نوعی دعوت از آنان محسوب می‌شود و حتما باید عبارت را کامل و به صورت «بسم الله الرحمن الرحیم» به کار برد .

در تهران قدیم عده‌ای از ساکنان را عقیده بر این بود که گاه و بی‌گاه در مواقع معین در حمام‌ها جن‌ها رفت و آمد می‌کنند، به همین دلیل عقیدهٔ خرافاتی و تحت تاثیر این‌گونه موهومات و عقاید بی‌اساس، با احتیاط قدم به حمام می‌گذاشتند، مخصوصا شب‌ها خیلی با ترس و وهم در حمام وارد شده و خود را شستشو می‌کردند. گویند مظفرالدین شاه از همین‌گونه افراد بود …معی را عقیده بر این بود که جن‌ها گاهی برای اغفال و فریب مردم و کشانیدن آنها به حمام، زودتر از موعد مقرر در بوق حمام می‌دمند … مردم برای رفع و دور کردن اجنه به بعضی عوامل متوسل می‌شدند و از جمله جام چهل کلید و این جام از برنج ساخته شده بود و دسته‌ای داشت که آن را سوراخ می‌کردند و بر چهل پاره برنج یا مس بعضی کلمات را حک می‌کردند، ضمنا بعضی دعاها را به خط خوش به روی جام می‌کندند.


باورهایی از خصوصیات جن‌ها

اگر مطالب گفته شده در این مقاله را جمع بندی کنیم، به طور کلی متعقدان به وجود جن بر این باورند که این موجودات دارای خصوصیات زیر می‌باشند :

- موجوداتی ناپیدا و نادیدنی هستند. ما را می‌بینند ولی ما آن‌ها را نمی‌بینیم .
- از آتش (نار) آفریده شده‌اند .
- آب جوش و اجسام فلزی تیز می‌تواند به آن‌ها آسیب برساند .
- ازدواج، زاد و ولد و مرگ و میر دارند .
- تفکر و احساسات دارند .
- بین‌شان خوب و بد، کافر و خداپرست و همچنین مسلمان و غیر مسلمان وجود دارد .
- قدرت‌هایی نیز دارند مانند طی الارض (در یک لحظه می‌توانند از یک طرف زمین به طرف دیگر بروند)
- جن، شیطان نیست اما شیطان از جن است. یعنی ابلیس و فرزندانش نوعی جن هستند اما لزوما هر جنی شیطان نیست. برخی نیز معتقدند که تمام اجانین از نسل شیطان (ابلیس) هستند اما عده‌ای از آن‌ها پس از ملاقات با پیامبران خدا مخصوصا پیامبر اسلام توبه کردند و خداپرست شدند.
- جن، فرشته نیست. فرشته از نور آفریده شده اما جن از آتش آفریده شده‌است. فرشته معصوم است اما جن معصوم نیست و مانند ما انسان‌ها گناه هم مرتکب می‌شود .
- برخی می‌گویند جن‌ها نمی‌توانند به انسان آسیب برسانند. برخی می‌گویند که می‌توانند و نوع شرور آن‌ها این کار را می‌کند. برخی می‌گویند که جن‌ها از آسیب رساندن به انسان به طور عادی منع شده‌اند اما اگر انسان بهانه به دست جن‌ها بدهد، مثلا تسخیر یا احضار جن‌ها یا آسیب رساندن به آن‌ها در آن صورت می‌توانند و اجازه پیدا می‌کنند تا انسان را تا حتی سرحد مرگ آزار بدهند .
- عبارت «بسم الله» یا «بسم الله الرحمن الرحیم» و برخی ادعیه دفع جن آن‌ها را دور می‌کند. یا خواندن هفت مرتبه سورهٔ زلزال کتاب
- عمر جن‌ها خیلی طولانی‌تر از عمر انسان‌هاست .
- جن‌ها شامل سه نژاد عمده هستند :

- دیو: پست‌ترین نژاد، خاکستری رنگ، خشن، چشمانش فی‌مابین عمودی و افقی و هیکل دیو کمی درشت‌تر از انسان است.
- جن: نژاد متوسط، سرخ رنگ، چشمان عمودی، پاهای کوتاه و گرد (شبیه سم)و هیکل جن کمی ریزتر از انسان است .
- پری: نسبت به دو نژاد قبلی از نظر خلقت برتری دارد. سفید رنگ(مثل انسان‌های سفید پوست)، زیبا، چشمانش مثل چشم انسان افقی است .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 13:43  توسط l-l43ti  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 2:43  توسط l-l43ti  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 2:0  توسط l-l43ti  | 

ارواح

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 1:57  توسط l-l43ti  | 

ورودافرادزیر۲۰سال ممنوع

 





بعد از ۱۰ الی ۲۰ ثانیه تصویر حرکت می کند.



خانواده ترسناک



چشم های ترسناک
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 1:41  توسط l-l43ti  | 


به مدت ۳۰ثانیه به تصویر زیر نگاه کنید سپس به دیوار یا یک سطح صاف نگاه کنید.

جالبه؟


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 1:39  توسط l-l43ti  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 1:25  توسط l-l43ti  | 

ارواح پس از طی مراحلی وارد این جهان مادی می شوند که بسته به استعداد آنها این دوره متفاوت است و ........

در جایی که صحبت از خلقت می شود عده ای بر این باورند که بشری که امروزه در جهان مادی مشغول حیات است بعد از انسان های ما قبل خلق شده و پا به این جهان هستی نهاده و یا فرزندی که امروز متولد شده دیرتر از پدرش خلق گردیده در صورتی که اینطور نیست و ملاک خلقت بشر حضور در این جهان مادی نیست و این سلسله مراتب فقط در مورد خلقت جسم مادی و حضور با آن قالب در جهان مادی صدق می کند نه در مورد روح زیرا روح ممکن است هزاران سال قبل خلق شده و امروز پا به جهان مادی بگذارد همانطور که قبلاً اشاره کردم این حیات مادی اولین حیات نبوده و ارواح در ادامه و تکمیل حیات خود وارد این جهان مادی می گردند و قبل از این حیات نیز حیات روحی داشته و دارند و پس از این حیات مادی ( مرگ ) مجدداً به جهان روحی رفته و به حیات خود ادامه می دهد و در راستای حیات روحی خود وارد طبقات و جهان های مختلف روحی می گردد . روح در جهان روحی مشغول حیات می باشد که به دلایلی هنگام ورود به جهان مادی موقتاً گذشتۀ خود را فراموش می کند زیرا در غیر این صورت زندگی در قالب جسم مادی که با طبیعت روح سازگار نیست بسیار برای روح مشکل خواهد بود و به همین جهت است که گاهی انسان با اشخاص و یا مسائلی برخورد می کند که احساس می کند برایش آشنا می باشد ولی به دلیل فراموشی نمی تواند تطبیق کند که ممکن است به حیات روحی خود مربوط باشد که تمام آن حیات و خاطراتش را پس از مرگ و ورود به جهان روحی مجدداً به یاد می آورد . در حقیقت ارواح پس از تکمیل حیات روحی خود وارد جهان مادی می شوند و ممکن است یک روح این مراحل را زودتر طی کرده و یک روح دیرتر البته تا حدودی مانند همین جهان می توان مثال است البته جهت درک مطلب باید گفت مانند این جهان که یکی در سن کودکی وارد جهان روحی می شود و دیگری در سن یکصد و بیست سالگی پس نمی توان گفت که حتماً نوبتی است همانطور که پس از مرگ و ورود به جهان روحی پس از طی مراحل لازم ارواح به جهان روحی بالاتر می روند و این رشد روحی به استعداد ارواح بستگی دارد و در همه یکسان نیست و این زودتر یا دیرتر مربوط به این جهان مادی است که در آن بحث زمان وجود دارد در جهان روحی بُعد زمان و مکان مانند این جهان وجود ندارد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 1:20  توسط l-l43ti  | 

: تصاویر واقعی از جن و ارواح

سلام به دوستان گرامی. امیدوارم حال همتون خوب باشه....من بالاخره اومدم اونم با 6 تا عکس جدید از ارواح !....از تمامیه نظرات و انتقادات قشنگتون هم ممنون و متشکرم....خیلی از عزیزان آموزش احضار روح و چیزای مربوط به اینارو خواستن....باید خدمتتون عرض کنم که در حال ساخت یه تالار تخصصی گفتمان در مورد مباحث علوم روحی هستم.....وقتی که به اتمام رسید شما با مراجعه به لینک مورد نظر ثبت نام کرده که تا وقتی یادم نرفته بگم ثبت نام و عضویت هم رایگان هست و برای همه آزاد !.....راستی آپدیت بعدی به احتمال زیاد براتون کلیپی تصویری از ارواح در قبرستان رو بزارم!!....امید است با تلاش و یاری شما دوستان گل بتونم سایت رو از روزهای قبل بهتر و پر بارتر کنم....بازم از نظرات و انتقادات و پیشنهادات همتون ممنونم....خب دیگه زیادی حرف زدم...بریم سراغ تصاویر امشبمون....امیدوارم موفق باشید....همتونو دوست دارم....تا تصاویر و مطالب بعدی خدانگهدار و بدروود.

 

 

۱- تصویر اول متعلق است به روحی در یک هتل که ظاهرا در زیر نور هم دیده شده است -- و شبیه سایه ای تاریک است -- که به گفته فرد عکاس پس از عکس برداری محو میشود :

 

 

۲- تصویر بالا رو مشاهده میکنید که زوم شده است -- خوب دقت کنید !! :

 

 

۳- و اما تصویری بسیار شگفت انگیز و جالب عکس زیر است -- این تصویر در نوامبر سال ۲۰۰۶ در فیلیپین گرفته شده است -- این موجود عجیب و غریب رو که می بینید توسط جوانی فیلیپینی عکسش گرفته شده است که در حال پرواز در بالای ساختمان ها است -- به گفته اهالی این منطقه هر موقع این موجود در آسمان دیده میشه برخی از مردم شبح زده میشوند !!! -- و جالب اینکه این موجود دارای بدنی نصفه و کوچک و با دو بال بزرگ شبیه به خفاش است !! -- خوب به تصویر دقت کنید :

 

 

۴- تصویر بالا زوم شده است با دقت به تصویر نگاه کنید و پرنده عجیب را مشاهده کنید !!!!! :

 

 

۵- در تصویر زیر ۵ شبح به طور همزمان در عکس دیده شده اند !!!!!!!! -- این عکس هم از تصاویر جالبی هست که به طور اتفاقی پس از ظهور عکس ۵ شبح به طور همزمان دیده میشوند ! -- به گفته فرد عکاس که یک دانشجو است  : این عکس در باغ و فضای سبز دانشگاه توماس مقدس گرفته شده است -- که دانشجویان این دانشگاه خبر از وجود اشباح رو در این دانشگاه میدهند -- خوب به ارواح در تصویر دقت کنید ! :

 

 

۶- تصویر بالا بر روی یکی از ارواح زوم شده است -- خوب دقت کنید ! :

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 1:14  توسط l-l43ti  | 

جججججججججن

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 20:26  توسط l-l43ti  | 

برگزاري جشن ساليانه ارواح!

 

اين مراسم در پانزدهم ماه هفتم از تقويم قمری چينی برگزار می شود و اين ماه به ماه ارواح نيز مشهور است و ...



 



 
 
 
 به گزارش آتی، برگزارکنندگان این جشنواره که سالی یک بار در شمال تایوان برگزار می شود معتقدند با این کار ارواح سرگردان را در دریا به خشکی راهنمایی می کنند.

این مراسم در پانزدهم ماه هفتم از تقویم قمری چینی برگزار می شود و این ماه به ماه ارواح نیز مشهور است و بر اساس باور محلی ها درهای زمین در این ماه بر روی مردگان گشوده می شود و آنان می توانند بار دیگر بخت اینکه آفتاب را ببینند داشته باشند و شرکت کنندگان نیز برای آنان هدایا و قربانیانی تقدیم می کنند و با این شیوه کینه های قدیمی در میان زندگان نیز به فراموشی سپرده می شود
محلی ها معتقدند با این کار ارواح ملوانانی که در دریا جان خود را از دست داده اند و دور از خانواده خود جان باخته اند می‌توانند فرصت در کنار خانواده بودن را تجربه کنند.
 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 20:20  توسط l-l43ti  | 

جشن ارواح!!!

 

lastweblog-->

همه ما کم و بیش در باره جشن هالووین (holloween) چیز هایی شنیده ایم یا در سریال ها و فیلم های غربی صحنه هایی را درباره این مراسم دیرینه غربی ها دیده ایم، هالووین ( هالوئین یا هالوین ) در کشورهایی چون کانادا ، ایرلند ، آمریکا ، انگلستان و حتی ژاپن جشن گرفته می شود.

هالووین جشنی با قدمت دو هزار ساله است و تاریخ آن به ایرلند باز می گردد و در این کشور بسیار شناخته شده و محبوب است.

این جشن هر ساله در روز 31 اکتبر برپا می شود.

آیین های هالووین

1.باج یا تهدید (trick-or-treat)

واژه treat در معنای خاص به خوراک رایگان اتلاق می شود ( چیزی شبیه مراسم قاشق زنی ) در این آیین، بچه ها به در خانه ها می روند و با پرسیدن سوال “?Trick or treat” صاحبخانه را به نوعی تهدید به آزار و اذیت ( معنای لغوی trick حقه و نیرنگ است ) یا نوعی شیطنت می کنند.

برای مثال در صورتی که صاحبخانه به آن ها شیرینی ندهند دودکش را مسدود می کنند ، زباله جلو خانه می ریزند و … ، در هر صورت همه این ها در یک جشن اتفاق می افتد و در آن شب خاص کسی ناراحت نمی شود.

2. آتش بازی (bonfire)

bonfire به یک آتش کنترل شده در فضای باز گفته می شود، bonfire مصارف مختلفی دارد، در جشن  ها ، بزرگداشت اشخاص ، جشن فارغ التحصیلی کالج و صد البته هالووین!

3.خواندن و دیدن کتاب ها و فیلم های وحشتناک!

این جشن به نوعی به ارواح و حتی در تعابیری به شیاطین و موجودات خبیث مربوط می شود که در ادامه به آن خواهیم پرداخت، بنا بر ابن بی مناسبت نیست اگر در این روز از مسایل اینچنینی یاد شود و فیلم های وحشتناک تماشا شوند!

4.پوشیدن لباس های عجیب

پوشیدن این نوع لباس ها به شکل امروزی حاصل تحریف ها و تغییرات بوجود آمده در این مراسم است که عمدتا اوسط آمریکایی ها اتفاق افتاده است.

گاهی برخی از این لباس ها توسط گروه های شیطان پرستی و با اهداف خاص

استفاده می شوند.

تاریخچه

گفته می شود هالووین توسط مهاجران ایرلندی به آمریکای شمالی برده شد و در آنجا با تغییرات زیادی مواجه شد، اساس این جشن یاد کردن از ارواح گذشتگان است و پیشینیان اعتقاد داشتند که در چنین روزی در های دو جهان به یکدیگر باز است و ارواح پیشینیان آن ها سر سفره هایشان حاضر می شوند، پس  با اشتراک غذاهایشان با یکدیگر و سخاوتمندی موجب رضایت ارواح شده و از حمایت انها در طول سال بهره می بردند، زیرا که گمان داشتند بلایا و مریضی هایشان حاصل از خشم ارواح است.

هالووین از آن جهت مورد توجه است که عده ای میلاد حضرت مسیح را در این شب می دانند ، بنابر این این شب برای آنها حکم آخرین شب سال را دارد.

سمبل و نشانه هالووین

کدو تنبل شکل داده شده با شمعی درون آن، مهمترین و بارز ترین نشانه این جشن در آمریکاست. این کدو jack-o’-lantern نام دارد، البته jack-o’-lantern بطور کلی به کدو تنبل شکل داده شده گفته می شود و درواقع کدوی هالووین یکی از زیر مجموعه های jack-o’-lantern است.کدوی هالووین در واقع سمبلی از ارواح است که گاه به صورت مهربان و گاه به صورت وحشتناک و خشمگین بریده و تزئین می شود.

در این نوشته از منابع زیر بهره برده شده است :

ویکی پدیا انگلیسی وفارسی  درباره هالووین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 20:12  توسط l-l43ti  | 

صدای ارواح!!!

 

صدای ارواح...!!!


صدای ارواح...!!!



روزانه موارد زیادی از وقایع عجیب در جهان رخ می دهد که با بررسی مجموعه ای از آنها می توان به نتایج خارق العاده و البته جذابی دست یافت. این نتایج ما را به عالم ناشناخته ها هدایت می کند. این بار مطالبی درباره ارواح و خروج روح از بدن برای شما در نظر گرفته ایم که میتوانید در این قسمت و ادامه مطلب در خواندن آن با ما همراه باشید. در صورت امکان میتوانید نظرات خودتون هم در این موارد بگویید.

در اواسط دهه 1980 محققی به نام «کلاس اسچربر» یکی از کانال های برفکی تلوزیون را انتخاب کرد و دوربین فیلمبرداری را جلو آن گذاشت و به ظبط برفک ها پرداخت. پس از ظبط،تصاویر برفکی را در ویدئو گذاشت و تماشا کرد. خیلی عجیب بود، در تصاویر برفکی، تصاویری از دخترش «کارین» که به تازگی فوت کرده بود، به صورتی مه آلود ظبط شده بود، تصاویر مثل ابر به تدریج ظاهر می شدند. او توانست علاوه بر دخترش سایر اعضای درگذشته خانواده اش را هم ببیند. اگر چه چنین رویدادی عجیب و تا حدی باورنکردنی به نظر می رسید، ولی این تجربه تنها گزارش ارائه شده از این دست نیست.


نوار خالی کاست:
«کارول» رژیم لاغری داشت و به همراه رژیم غذایی، نوار کاستی را هم گوش می داد. یک طرف نوار خالی بود. او یک بار برای آنکه طرف خالی نوار را گذاشت تا صدای محیط اطراف را ظبط کند. بعد از آنکه چند دقیقه از ظبط صداها گذشت، نوار را از اول گذاشت تا ببیند چه چیزی ظبط کرده است. صدای عجیب و غریب به گوشش رسید. خیلی برایش عجیب بود. مجددا به ظبط صدا مشغول شد و گوش داد. صدایی می گفت:«من دوستت دارم! آیا تو هم مرا دوست داری؟» این اولین تجربه «کارول»در زمینه صدای الکترونیکی بود.


یک تجربه در آزمایشگاه:
«دیویدس» برای اولین بار در آگوست سال 2001 ساعت 30/9 دقیقه به ظبط صدا مشغول شد. چیز خاصی ظبط نکرده بود. مجددا ساعت 30/11 دقیقه به ظبط صدا مشغول شد و هنگام ظبط صدا سوالی را پشت سر هم تکرار کرد:«آیا کسی هست که دوست داشته باشد با من صحبت کند؟» او هنگامی که به صداهای ظبط شده گوش داد، صدایی شنید که می گفت:«آیا کسی پاسخ می دهد؟» مو به تن «دیویدس» راست شده بود. او مجددا ساعت 15/5 دقیقه به ظبط صدا پرداخت. هنگامی که صداهای ظبط شده را گوش می داد، صدایی می گفت:«وقت ندارم.»

نظر شما چیست...؟!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 20:6  توسط l-l43ti  | 

مرسی عزیزان که به وبلاگ من امدیدفقط گفته باشم ۲ بارکلیک راست نکنیدکه بدمی بینید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 18:14  توسط l-l43ti  | 

ازدواج جن باانسان!!!

 

یعنی می شود جن باانسان ازدواج کند؟

 

فاضل تنکابنی در قصص العلما در ضمن ترجمه شیخ جعفر عرب نقل نمود که: در زمانی که شیخ جعفر در لاهیجان بود شخصی به حضورش شرفیاب شده عرض کرد با جناب شیخ سخن محرمانه ای دارم . وقتی مجلس خلوت شد عرض کرد : من در حباله خود دو زن دارم . روزی در صحرا تنها بودم که دختری در نهایت حسن وجمال دیدم و از مشاهده او در بیابان هراسان و حیران شدم پس آن دختر پیش من آمد و گفت :وحشت نکن من دختری هستم از طایفه جن و عاشق تو گشته ام برو برای من در خانه خود منزلی آماده کن که من هر شب به نزد تو آیم و از مال دنیا هرچه بخواهی برای تو می آورم لکن به دو شرط اول : آنکه اززنان خود به کلی کناره گیری کنی و با ایشان مقاربت ننمایی دوم : آنکه این سر را به کسی اظهار نکنی و اگر از هر یک از این دو شرط تخلف کنی تو را هلاک میکنم و اموال خود را هم خواهم برد .

من همان طوری که او گفته بود عمل کردم و تا به حال از زن های خود قطع علاقه کرده ام او اموال بسیاری هم آورده لکن از مقاربت او ضعفی بر من عارض شده که خود را نزدیک به هلاکت میبینم و از ترس او جرئت کناره گیری را هم ندارم زیرا میدانم هم مرا از بین میبرد و هم مالی که آورده خواهد برد فعلا کار من به اضطرار کشیده و برای خلاصی از این مهلکه جز شما پنا ه و مرجعی ندارم اکنون تو نائب امام زمان (ع) هستی مرا از این مهلکه باید نجات بدهی .شیخ بزرگوار چون این مطلب را شنید دونامه نوشت و به آن مرد داد و فرمود: یکی از اینها را بر بالای اموال خود بگذار و آن دیگری را در دست خود بگیر و در مقابل آن خانه بنشین و چون آن دختر آمد بگو این نامه را شیخ جعفر نجفی نوشته است.

آن شخص می گوید به دستور شیخ بزرگوار عمل کردم .چون دختر آمد آن نامه را به او نشان دادم و گفتم آقا شیخ جعفر این نامه را نوشته .چون این حرف را شنید دیگر پیش من نیامد و به نزد اموال روانه گردید. وقتی نامه دیگر شیخ را روی اموال دید برگشت به من متوجه شد وگفت :اگر شیخ بزرگوار نامه ننوشته بود تو را به جهت افشای این سر هلاک می کردم و این اموال را هم میبردم لکن بر امر شیخ مخالفت نمی توانم بکنم و قادر هم نیستم . این جمله را گفت و رفت و دیگر او را ندیدم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 18:3  توسط l-l43ti  | 

داستانی عجیب ولی واقعی

 

زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهدو با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار واذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . 21 تیر ماه سال 1383 زن وشوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و2 ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال از من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان خون بیرون می زد .

دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند گربه ادامه پیدا کرد . ( جنها در عالم انسانها و در کوچه و بازار ، معمولا به شکل گربه سانان ظاهر میشوند . البته به هر شکل دیگری هم که بخواهند،متوانند ظاهر بشوند ) در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد 9 ماه طول کشید چون این شکنجه ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما، آن گربه ها رفتند .جای دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند سراغم آمدند .

غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه 5 سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی برویم. دعانویس مشهدی از ما زعفران - نبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست. او به کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم شکاند و من ترسیدم .او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه 13 گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند حال یک گربه تبدیل به 14 گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم. در قزوین پیر مردی با ریش های بلند. در چالوس پیر مردی .در روستای خاتون لر. در تهران و.... حتی 40 هزارتومن پول دادیم و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و 250 هزار تومن از ما دستمزد خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم.

در این 12 سال 10-15 میلیون تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت. حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه نداشت. حتی دعا گرفتم. جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو پا راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم حرف می زد اما گربه های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند.از زندگی با شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند . شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک خوردنها ادامه دارد . آنها دو راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا . آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند فضای عروسی هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند .

در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت . محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند 3 صبح بودحدود 2 ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید 20 ثانیه می گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرون می زند . زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل 7 را روی تنم وارد می کردند حتی صورت مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند . شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند. آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر بزرگم 7 ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا حد بیهوشی کتک زدند.در 9 ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید وکاری نمی توانست بکند .

زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها اذیت وآزار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند. نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه 4 ماه مارا به همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از 20 دقیقه که در را باز کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئی رفته بودم و تا 3 ساعت بیرون نیامدم. خواهرانم که نگران بودند در را بازکرده و دیدند تمام بدنم چنگ خورده و جای خراش است .

گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آورم . همیشه همه می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار بود جایی دعوایی شود من خودم را قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم . همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند .یکبار از آنها خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود 30 نگین اطراف آن بود برایم اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد .جن ها آمدند آنرا بردندوبه من گفتند لیاقت نداری .

دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد .دختر کوچکم او را دیده و ترسیده بود. روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت اور بود او بدون انکه چیزی بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم اوهم روسری به سر داشت. او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد.

زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد و همسرم به زندان افتاد. این روزهای آخر سه زن ویک مرد به سراغم آمدند و در اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم دیگر توان مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و کتک می زنند. ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا 48 ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم. صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود .

در 10 مرداد حکم طلاق صادر شد. زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دوماه بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند ومرا وحشتناک کتک زدند طوریکه روی بدنم خط ونشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت 19 عصر روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دختر م به همسرم سپرده شد . ساعت 17 آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد. مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از ما 10 روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند. خانواده ام گفتند تو که 12 سال صبر کردی این 10 روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند.پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آیند ومرا نمی زنند. تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها دارم اگر بخواهم می توانم آنها را ببینم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 18:1  توسط l-l43ti  | 

جن!

جن دارای حرکات بسیار سریع می‌باشد و به همین دلیل قبلاً می‌توانست در آسمان نفوذ و استراق سمع کند ولی با ظهور حضرت مسیح(علیه‌السلام) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء(صلی‌الله‌علیه‌و آله‌وسلم) کاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید. خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جن‌ها هفت هزار سال پیش از انسان در کره زمین زندگی می‌کردند.

همانطور که انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه می‌باشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ( حدود دو هزار سال عمر میکنند ) ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص می‌باشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و کتاب اخروی است. از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی جن با انسان تفاوت دارد(این موجودات می‌توانند با قیافه و ظاهر کاذب نمایان شوند). جن یک امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینکه می‌تواند به هر شکلی که می‌خواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شکل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمی‌شود.

طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است. جن دارای دو جنس مذکر و مؤنث است و تولید مثل می‌کند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا می‌باشد. انسان و جن می‌توانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد. بطور معمول جن انسان را می‌بیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمی‌باشد.


جن مانند انسان دارای علم، ادراک، قدرت تشخیص، مسئولیت و تکلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جن‌ها نیز مبعوث شدند و در بین جن‌ها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جن به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در یک گروه اهل تشیع قرار می‌گیرند. رهبر جن‌های شیعه«سعفر ابن زعفر» می‌باشد و لوحی مزیّن به جملة مبارک«یا ابا عبد الله الحسین»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علی(علیه‌السلام) کشته شد و خود نیز به دست آن حضرت مسلمان گردید. زعفر و لشکریانش در واقعه کربلا به یاری حضرت امام حسین(علیه‌السلام) شتافتند ولی آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند.

در منابع مختلف از جمله قرآن کریم، تفاسیر، احادیث و کتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد می‌کنند. پیامبر گرامی اسلام که درود خدا بر او باد می‌فرمایند:«خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را می‌پرستند، علّامه طباطبائی(رضوان‌الله‌تعال� �� �‌علیه) می‌فرمایند:«مشرکان سه دسته می‌شوند، اول آنهاییکه جن می‌پرستند، دوم آنهاییکه ملائکه می‌پرستند و سوم آنهاییکه مقدّسینی از بشر را پرستش می‌کنند.» ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است.به (روایتی) ابلیس دوازده هزار سال عبادت کرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائک قرار بگیرد و به درجه‌ای رسید که مرتبة استادی برخی از ملائک را داشت. برخی از جن‌ها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان می‌باشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جن‌تمایل دارند، ایجاد این ارتباط امکان پذیر است ولی به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمی‌دانند.

تسخیر جن کاری خطرناک میباشد . اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمی‌تواند آنرا قطع کند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناکی است. قابل ذکر است که جن در مقابل ارتباط با انسان و خدماتی که ارائه می‌کند، چیزهایی از انسان می‌گیرد که جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است. در صورتیکه جن از طرف انسان احساس خطر کند و یا آسیب ببیند، اقدام به تلافی خواهد کرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیک، از جمله همسر و فرزندان او آسیب می‌زند و یا آزار و اذیّت می‌رساند، پس بهتر است جن را بهانه‌ای برای تفکّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی که اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندک خواهد بود.

 

ماهیت جن

جن دارای حرکات بسیار سریع می‌باشد و به همین دلیل قبلاً می‌توانست در آسمان نفوذ و استراق سمع کند ولی با ظهور حضرت مسیح(علیه‌السلام) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء(صلی‌الله‌علیه‌و آله‌وسلم) کاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید. خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جن‌ها هفت هزار سال پیش از انسان در کره زمین زندگی می‌کردند.

همانطور که انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه می‌باشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ( حدود دو هزار سال عمر میکنند ) ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص می‌باشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و کتاب اخروی است. از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی جن با انسان تفاوت دارد(این موجودات می‌توانند با قیافه و ظاهر کاذب نمایان شوند). جن یک امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینکه می‌تواند به هر شکلی که می‌خواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شکل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمی‌شود.

طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است. جن دارای دو جنس مذکر و مؤنث است و تولید مثل می‌کند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا می‌باشد. انسان و جن می‌توانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد. بطور معمول جن انسان را می‌بیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمی‌باشد.


جن مانند انسان دارای علم، ادراک، قدرت تشخیص، مسئولیت و تکلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جن‌ها نیز مبعوث شدند و در بین جن‌ها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جن به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در یک گروه اهل تشیع قرار می‌گیرند. رهبر جن‌های شیعه«سعفر ابن زعفر» می‌باشد و لوحی مزیّن به جملة مبارک«یا ابا عبد الله الحسین»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علی(علیه‌السلام) کشته شد و خود نیز به دست آن حضرت مسلمان گردید. زعفر و لشکریانش در واقعه کربلا به یاری حضرت امام حسین(علیه‌السلام) شتافتند ولی آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند.

در منابع مختلف از جمله قرآن کریم، تفاسیر، احادیث و کتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد می‌کنند. پیامبر گرامی اسلام که درود خدا بر او باد می‌فرمایند:«خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را می‌پرستند، علّامه طباطبائی(رضوان‌الله‌تعال� �� �‌علیه) می‌فرمایند:«مشرکان سه دسته می‌شوند، اول آنهاییکه جن می‌پرستند، دوم آنهاییکه ملائکه می‌پرستند و سوم آنهاییکه مقدّسینی از بشر را پرستش می‌کنند.» ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است.به (روایتی) ابلیس دوازده هزار سال عبادت کرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائک قرار بگیرد و به درجه‌ای رسید که مرتبة استادی برخی از ملائک را داشت. برخی از جن‌ها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان می‌باشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جن‌تمایل دارند، ایجاد این ارتباط امکان پذیر است ولی به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمی‌دانند.

تسخیر جن کاری خطرناک میباشد . اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمی‌تواند آنرا قطع کند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناکی است. قابل ذکر است که جن در مقابل ارتباط با انسان و خدماتی که ارائه می‌کند، چیزهایی از انسان می‌گیرد که جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است. در صورتیکه جن از طرف انسان احساس خطر کند و یا آسیب ببیند، اقدام به تلافی خواهد کرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیک، از جمله همسر و فرزندان او آسیب می‌زند و یا آزار و اذیّت می‌رساند، پس بهتر است جن را بهانه‌ای برای تفکّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی که اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندک خواهد بود.

 

جن چگونه موجودی است؟

به واقع جن چگونه موجودی است و آیا می توان توسط علوم پیشرفته امروزی آن را اثبات کرد؟جن در لغت به معنای مستور و پوشیده است،همان طور که بچه در رحم و پنهان از چشم ما را «جنین» گویند و جنت اشاره به باغی است که درختان آن مانع از به چشم آمدن زمینش می گردد. و شاید علت شک و تردید در وجود جن نیز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشری است، که علت آن در ذات خلقتش نهفته است. قرآن کریم خلقت جن را چنین بیان می دارد:
و جان (که در بعضی از متون اسلامی آمده است، جان پدر جن است همان طور که آدم، پدر انسان) را پیشتر، از آتش زهرآگین آفریدیم. (سوره حجر، آیه ۲۷)
خدا انسان را از گل خشک شده ای چون خاک سفال آفرید و جنیان را از شعله ای بی دود. (سوره الرحمان، آیه ۱۴ و ۱۵)
مرا از آتش خلق کردی و او (انسان) را از گل آفریدی.

از این آیات در می یابیم که جن، آتش است و انسان از جنس خاک، و این چنین دریافت می شود که جنیان قبل از انسان خلق شده اند، و از آن جایی که هر دو از ماده آفریده شده اند پس مادی هستند، ولی دو تفاوت اساسی آنها را از سایر موجودات متمایز می سازد:
۱ـ می توانند خود را به هر شکل و قیافه ای درآورند (آکام المرجان) (به استثنای پیامبران و ائمه معصوم و بنا به برخی روایات حتی احدی از شیعیان).

۲ـ از چشم موجودات دیگر پنهانند. ملاصدرا پنهان و آشکار شدن جن را با هوا قیاس می کند و این طور عنوان می دارد: «بدن های لطیف آنها در الطاف و نرمی متوسط بوده و از این رو آماده جدایی و یا گردآمدن هستند، چون گرد هم آیند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده می گردند و چون جدا گردند قوامشان نازک و جسمشان لطیف می شود و از دیده پنهان می مانند، مانند هوا که وقتی ذراتش گرد هم می آیند غلیظ می شود و به صورت ابر درمی آید و وقتی ذرات از هم جدا می شوند لطیف شده و دیده نمی شوند.» (ملاصدرا، مفاتیح الغیب)

همین ذات وجودی جنیان به آنها این امکان را می دهد که خود را به هر شکلی و با هر حجمی درآورند، چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقی بزرگ. آنها به واسطه همین ویژگی، بعد زمان برایشان معنا ندارد، و مسافتی را که بشر مدتها باید آن را طی کند، در لحظه ای می پیمایند و اعمالی را که از توان انسان خارج است آنها به راحتی قادر به انجامش هستند. عمده ترین علت شک و تردید در وجود آنان هم همین پنهان بودن از چشم انسانهاست، که البته از نظر علمی هم توجیه پذیر است. چرا که در جهان هستی چیزهای زیادی وجود دارد که به چشم ما قابل رویت نیستند ولی قدرتشان از نظر جسمی از انسان به مراتب بیشتر است، مثل الکترونها، امواج الکتریسیته، نورهای ماورای بنفش، اشعه ایکس، باکتریها و ویروسها، آمیب ها، جانداران تک سلولی و از همه مهمتر ذات اقدس الهی که دیده نمی شود ولی کدام عقل سلیمی می تواند آن را انکار کند؟ بنابراین صرف این که با حواس خود قادر نیستم آنان را درک کنیم، دلیل بر نبودن آنها نیست.

 

مکان جنیان

از آنجايی كه نوع خلقت جنيان با انسانها و حيوانات متفاوت است، واضح است كه مكان زندگی آنها نيز متناسب با نوع خلقت آنها باشد، ولی آن مكانها كجاست. در بين عوام شايع است كه زيرزمينها، جاهای تاريك و مرطوب مانند حمامها، چاهها و عمق جنگلها جايگاه جنيان است. اما بررسی ها حاكی از آن است كه قطعا آنها در جايی زندگی می‌كنند كه از انسانها به دور باشند. در روايتی از امام صادق (ع) نقل شده كه: «در وادی شقره (بيابانی كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است) نماز نخوان، زيرا در آن جا منازل جن است.» (وسائل الشيعه، ص ۴۵۲) قابل ذكر است يكی از معروفترين مساجد مكه با نام «مسجد الجن» در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان در آن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند.

 

تولیدمثل جنیان

آنچه مسلم است اين است كه بنابر ذات وجودی جنيان آنها نيز مانند انسان دارای غريزه #### بوده و توالد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقای نسلشان آميزش جنس مونث و مذكر است، اما اين سوال كه آيا آنها هم مانند انسانها و يا ساير جانداران با عمل لقاح
و تشكيل نطفه تولد می‌يابند، چيزی نيست كه از كلام خداوند بتوان استنباط كرد ولی ابن عربی در فتوحات گفته است: «تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القای هوا در رحم اثنی (جنس ماده) می‌باشد». (جن و شيطان ص ۵۷)
روايتی است از بخشی از وصيت حضرت رسول (ص) به اميرالمومنين (ع) كه فرمود: «ای علي، در شب اول، وسط و آخر ماه آميزش مكن و... همانا جنيان در اين سه شب به پيش زنان خويش (برای مقاربت) می‌روند». (وسائل الشيعه، ص ۹۱) و در آيه ای برای وصف حوريان بهشتی آمده است: «حوريان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن دست زده است». (سوره الرحمن، آيه ۵۶ و ۷۴)

 

خواب جنیان

«الله خدايی است كه هيچ خدايی جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را در برمی گيرد و نه خواب سنگين». (سوره بقره، آيه ۲۵۵) و از حضرت صادق (ع) روايت است كه می‌فرمايند: «به غير از خداوند متعال همه خواب دارند، حتی فرشتگان». (ميزان الحكمه، ص ۲۵) و حديثی است از رسول خدا(ص) كه می‌فرمايند: «خواب به چهار گونه است، پيامبران به پشت می‌خوابند، مومنين به دست راست، كافرين و منافقين به دست چپ و شياطين به رو می‌خوابند». (شيخ حر عاملي، ص ۱۰۶۷) آنچه از اين مطالب می‌توان دريافت اين است كه به غير از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.

 

مرگ جنیان

جنيان نيز مانند هر جانداری همان طور كه دارای حيات هستند مرگ هم شامل حالشان می‌شود. چنان كه در قرآن كريم آمده: «و بر آنها (خطا كاران) نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس عذاب مقرر شد». (سوره فصلت، آيه ۲۵) «به ميان امتهايی كه پيش از شما بوده اند، از جن و انس در آتش داخل شويد». (سوره اعراف، آيه ۳۸) از اين آيات چنين برمی آيد كه نه تنها آنها هم مانند
انسان مرگ دارند، بلكه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نيستند

 

تکالیف جنیان دربرابرخداوند

همان طور كه در مباحث قبل گفتيم، انسان فرشته و جن سه موجودی هستند كه بنابر مصلحت خداوندخلق شده اند و هدف از آفرينش آنها نيز عبادت پروردگار است. چنان كه در قرآن كريم آمده است: «جن و انس را جز برای پرستش خود نيافريده ام». (سوره ذاريات، آيه ۵۶) ناصر خسرو نيز اين طور می‌سرايد: داخل اندر دعوت او جن و انس تا قيامت امتش هر نوع و جنس جن نيز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجرای قوانين دينی مكلف است، چگونگی عبادت و اجرای احكام در ميان آنها، مشخص نيست ولی آنچه مسلم است، اين است كه پيامبرانی كه برای هدايت مخلوق برگزيده شده اند، جنيان را نيز هدايتگرند. چنان كه علامه طباطبايی (ره) فرمودند: «اتفاقا در اين باره از خود جنيان هم سوال شده كه آيا پيغمبر شما از جنس خود شماست؟ در پاسخ گفته اند: «پيامبران ما انسانند و اينك ما به رسالت حضرت ختمی مرتب ايمان آورده ايم و او را آخرين پيامبر می‌دانيم». (جن و شيطان)

از بسياری از آيات، روايات و احاديث نيز اين طوراستنباط می‌شود كه بعضی از جنيان كافر و بعضی مسلمانند و حتی قبل از ظهور اسلام برخی از آنها يهودی بوده اند كه بعد از اسلام به پيشگاه حضرت محمد(ص) آمده و مسلمان شده اند، و برای آنها عقوبتی همانند عقوبت انسانها در نظر گرفته می‌شود. در قرآن آمده است: «بعضی از ما مسلمانند و بعضی از حق دور و آنان كه اسلام آورده اند در جست و جوی راه راست بوده اند، اما آنان كه از حق دورند هيزم جهنم خواهند بود و اگر بر طريق راست پايداری كنند، از آبی فراوان سيرابشان كنيم». (سوره جن، آيه ۱۴، ۱۵ و ۱۶) از آيه اين چنين برمی آيد كه جنها همانند انسان به گونه های مختلفند، بعضی كافر و بعضی فاسق و ظالم البته برخی نيز نيكوكار و صالح بوده و دارای عقايد مختلف و اديان مختلف هستند.

در سوره احقاف آمده است كه: «حضرت رسول (ص) پس از آن كه از مكه به طايف رفت تا مردم را به سوی اسلام دعوت كند، كسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد، در بازگشت به محلی رسيد كه آن را «وادی جن» می‌گفتند، شب را در آنجا ماند و به تلاوت آيات الهی مشغول شد، در آن هنگام گروهی از جنيان صدای صوت آن حضرت را شنيدند، پس از آن كه رسول اكرم (ص) از تلاوت فراغت يافت، جنيان به سوی قوم برگشتند و اين طور مشاهدات خود را بازگو كردند: «ای قوم، كتابی را شنيديم كه بعد از موسی نازل شده و تصديق كننده مطالب آن است و به حق و راستی هدايت می‌كند». (سوره احقاف، آيه ۲۹ و ۳۰) و روايت است كه حتی برخی از جنيان از گروه شيعيان می‌باشند از آن جمله روايتی است كه از ابوحمزه ثمالی نقل شده: «روزی جهت شرفيابی به حضور امام باقر (ع) اجازه خواستم، گفتند كه عده ای خدمت آن حضرت هستند، لذا اندكی صبر كردم تا آنها خارج شوند. پس كسانی خارج شدند كه آنها را نمی شناختم و غريب به نظرم آمدند. چون اجازه شرفيابی گرفتم، داخل شدم و به حضرت عرض كردم، فدايت شوم، الان زمان حكومت بنی اميه است و شمشيرهای آنها خونريز می‌باشد. امام فرمود: ای اباحمزه! اينان گروهی از شيعيان، از طايفه «جن» بودند و آمده بودند تا از مسائل دينی خود سئوال كنند». (جن و شيطان، ص ۶۵)

 

ارواح شریرکدامندوچه تفاوتی باجن دارند؟

مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبيل نقاشی ها و كنده كاريهای غارها نشان می‌دهد كه انسان از ابتدای آفرينش وجود موجوداتی غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است. موجوداتی كه ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و كرنش را در آنها ايجاد می‌كرده است. پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبيله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط يا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنان كه امروز هنوز در افريقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با اين موجودات و يا دفع آنان صورت می‌گيرد. به عنوان مثال در آيين مسيحيت، جن گيری يك سابقه ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن می‌كنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردی رسوخ می‌كند. البته تقريبا به غير از مسلمانان همگی اين موجودات را ارواح شرير می‌نامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاييان امروزی بر مبنای يك تفكرسنتی وقتی در خيابان راه می‌روند دستهای خود را تكان می‌دهند تا از ارواح شرير دور بمانند و يا در روز معينی از سال مراسمی برپا می‌كنند كه در آن عده ای بسيار از مردم لباسی شبيه به لباس اتاق عمل می‌پوشند، بوقی در دست می‌گيرند و در آن می‌دمند. اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراؤالطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی كاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلكه انسان هم نمی تواند هيچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند.


در كتاب «ارتباط با ارواح» اين طور آمده: «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عاميانه «جن زدگی» می‌گويند كه در واقع به همان مفهوم افسون و تسخير است. ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانيم؛ اول اين كه، جن واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند كه برطبق روايتی عاميانه معمولا برای ايجاد شر خلق گشته اند، و همواره محكوم به بدی كردن می‌باشند حال آنكه هيچ موجودی به خاطر بدی كردن آفريده نمی شود، مشيت پروردگار چنان است كه راه تكامل و
تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم اين كه اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدين معنی به كار می‌رود كه جسم شخص جن زده را يك جن ديگر و يا روح متصرف شود. يعنی در واقع دو نوع سكونت در قالب يك بدن و اين فقط يك نوع استثناست نه يك تصرف يا دشمنی و آزار، بدين جهت واژه جن زدگی به مفهوم عاميانه آن برای ما قابل قبول نيست»..


آنچه از اين متون و بسياری از متون ديگر برمی آيد اين است كه واژه «جن» در فرهنگ های ديگر نيز وجود دارد ولی عموما آن را شيطان و يا ارواح شرير می‌نامند. در حالی كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان، جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.


اسماعيل حسين زاده سرابی در كتاب «سيمای جن»اين طور می‌نويسد: «سالها پيش در مشهد مسئله احضار روح غوغايی عجيب به راه انداخته بود تا اين كه دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور، از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده كردند. در جلسه ديگر يكی از آن دو درخواست كرد كه ميز (مقصود ميز مخصوص احضار روح است كه روی آن همه حرفها نوشته شده و جنها توسط اشاره ای ميز راتكان می‌دهند تا روی حرف مورد نظر بايستد) را بگردانند، اين عالم چون دارای علوم و معنويت خاصی بود و راه مكالمه صحيح با موجودات نامرئی را بلد بود، گرداننده ميز را به اسمايی كه حضرت سليمان (ع) می‌دانست و با آن اسما جنيان را مسخر كرده بود، قسم داده و پرسيده بود: شما روح انسان هستيد يا موجودی ديگر؟ و شروع به خواندن حروف الفبا كرده در نهايت اين جمله ها حاصل شد: من جن هستم». زمرديان نيز در كتاب «شيطان كيست» می‌گويد: «مدتهاست (ارتباط گيرندگان با روح) با وسيله های گوناگون با جن تماس می‌گيرند... البته جن خود را به آنها با نام روح يكی از افراد معرفی می‌كند و آنها بر اين باورند كه با روح آدمی تماس گرفته اند، در حالی كه اغلب تماس آنها با جن و شيطان است.»

 

برای دیدین ادامه مطالب برروی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 17:59  توسط l-l43ti  | 

همه چیزدرباره ارواح

5 طريقه براي ارتباط با ارواح:


1-ميز و فنجان 2- ميز و عقربه 3- تماس بوسيله كتابت 4- تماس در حال خلسه 5- تجسد روحي


1- ميزي انتخاب مي شود كه حروف الفباء و اعداد به شكل دايره دراطراف آن نوشته شده و نيز دو كلمه بله و خير در آن آمده . حاضران از زن و مرد در اطراف ميز گرد مي نشينند و كف دستهاي خود را وصل بهم روي ميز قرار مي دهند و يك فنجان هم روي ميز مي گذارند . حاضران با خلوص نيت به ذكر دعا و نياز مي پردازند در اين وقت فنجان هم در حالي كه وارونه شده در مركز ميز قرار مي گيرد در آن حال دو يا سه نفر از حاضران انگشت سبابه خود را در گودي به فنجان مي گذراند بطوري كه لمس شود و شرط اين است كه انگشت خود را فشار ندهند و يا حركات ارادي بر فنجان دارد نسازند و بهتر است براي رفع شبهه چشمان خود را به بند ند. پس از اين مقدمات از روح نام او را مي پرسند فنجان به طرف حروفي حركت مي كند كه نام روح از آنها تركيب يافته مثلا اگر اسمش رضا باشد فنجان بطرف ر مي رود و به مركز ميز بر مي گردد و دوباره بطرف حرف ( ض ) ميرود بهمين ترتيب حروف الف را نشان داري مي نمايد . و انگشتان حاضران روي قسمت گودي ظرف قرار دارد و در همين حال يكي از حاضران حروف مختلفي را كه پي در پي بوسيله فنجان مشخص مي شود يادداشت مي كنند و از آن كلمات و بعد جمله ها تشكيل مي شود و سوال ادامه مي يابد در اينجا اكتو پلاسم از سر انگشتان نزديك فنجان نشات مي گيرد و روحي كه مايل به تماس گرفتن است مي تواند از طريق تماس انگشتان فنجان را به حركت در آورد.

2- ميز و عقربه - مي توان در وسط ميزي عقربه اي شبيه به عقربه ساعت نصب كرد و بطوري آن را قرار داد كه به آساني بچرخد ... اين عقربه را هيچيك از حاضران نبايد لمس كند و البته در اطراف ميز حروف و اعداد نيز نوشته شده كه عقربه در برابر هر يك قرار مي گيرد وخود روح هم مي تواند براي تشكيل كلمه و جمله عقربه را بچرخاند.

3- تماس بوسيله نوشتن - به اين معني كه مديوم قلمي بدست مي گيرد بطريقي كه مي خواهد چيزي بنويسد در اينجا يك دوربين به كار مي افتد و حركت دست او را تعقيب مي كند لحظه اي بعد دست مديوم (واسطه) كه قلم را در دست دارد به حركت مي آيد و بدون دخالت يا تمايل او با سرعت چيزهائي را كه لازم است و مورد سوال مي باشد مي نويسد. اين در واقع دست روح است كه به مديوم تسلط دارد حتي گاهي نگارش به زباني نوشته مي شود كه مديوم آنرا نمي داند. در اينجا هم جريان به صورت سوال و جواب اولي شفاهي دومي كتبي انجام مي گيرد.

4- در حال خلسه (غش) - در اين حال و سيط (مديوم) دچار حالت مخصوصي مي گردد مانند غش و از خود بيخود شدن وبيهوشي ... كه شباهت به خواب مغناطيسي دارد و او را از اين حالت حتي بزور و عنف هم نمي توان خارج ساخت.
در اين وضع روحي كه خواهان ارتباط و احضار است بطور موقت به بدن مديوم وارد مي شود و اين روح از دستگاه صوتي مديوم استفاده مي كند و به زبان او سخن مي گويد و حاضران سخنانش را مي شنوند. براي دست يابي به چنين حالتي حضار در يك اطاق در بسته مجهز به چراغهائي كه يكي نور سفيد و ديگري قرمز دارد جمع مي شوند در حالي كه در قسمتي تاريك موسيقي نواخته مي شود تا مديوم به (بيخودي) فرو رود. وقتي روحي كه بر مديوم مسلط شده به زبان و با دهان او به سخن مي آيد آهنگ موسيقي را متوقف مي كنند و چراغ روشن مي شود. حاضران خاموش مي مانند و وقتي روح اطاق را ترك مي كنند بايد چراغ سفيد روشن شود. شركت كنندگان در سكوت كامل مي مانند تا بدون دخالت آنها مديوم بهوش بيايد و به حال عادي باز گردد در اين حالت مديوم مي تواند به زبان هاي مختلف تكلم كند و در سخنانش و يا نوشته هايش - آثار ادبي مهم و اصطلاحات ارزنده علمي مي آيد در حالي كه ممكن است اصولا سواد نداشته باشد. در مورد بيماران اصطلاحات مخصوص پزشك را بكار مي برد و قادر است به علاج روحي مريضي كه در جلسه حضور دارد يا غايب است بپردازد.
اين نوع تماس از بهترين انواع آن است زيرا روح بعد از بيهوشي مد يوم بوسيله اكتو پلاسم يك ( ماسك ) در صورتش و بخصوص در نواحي دهان ماديش پديدار مي شود و آنرا مي پو شاند و( ارتعاش صوتي) در اين قسمت موجب مي شود كه صدايش به گوش حاضران برسد.
5- تجسد كامل
در اين وضع پس از بيهوشي ( حالت خلسه ) مد يوم و انتشار اكتو پلاسم كافي از او روح مي تواند تجسد يابد يعني شكل بگيرد در ست مانند بدن انسان اين روحتجسد يافته كه تصور ميكردد لباس به تن دارد در كنار حاضران مي نشيندوبا آنها جگفتگو مي پردازد. درست مثل انسان زنده يا كسي كه مجددا به دنيا آمده وفتي نيروي اوكاهش مي يابد جسمش بتدريج به تحليل مي رود تا مخفي شود. اگر يكي از حاضران دست اين روح را بدست گيرد كم كم ذوب مي شود تا انيكه بكلي نا پديد گردد.

ارواح

عواملي كه ارواح مبادرت به اذيت ديگران مي كنند


اين آزار و اذيتها كه در قالبها و اشكال مختلف بروز مي نمايند معمولا در ساعتهايي منظم از شب و روز مي باشند كه بنا به تحقيقات فراواني كه توسط علماي روحي صورت گرفته به دلايل و عواملي است كه به شرح آن مي پردازيم.
يكي از اين عوامل در جهان ارواح برمي گردد به خاطرات مدفون شده در عقل بعضي از ارواح كه يا نمي خواهند خود را از آن خاطرات تخليه كنند و يا اينكه نمي توانند آن خاطرات را از خود دور سازند.
ممكن است مربوط به اعمالي باشد كه آن روح در هنگام حيات زميني اش انجام داده و از انجام آن اعمال سخت پشيمان است و در صدد نوعي واكنش و انتقام گيري است و يا بدين وسيله مي خواهد خود را از دنجهاي دردناك روحي كه دارد رها سازد.
در بعضي از اين اماكن كه روح شريري مبادرت به انجام شرارت مي كند بر اثر تحقيق متوجه شده اند كه صاحب آن مكان خود كشي كرده و يا به طرز ديگري به قتل رسيده. معمولا كساني كه دست به خود كشي مي زنند به عذابهايي از قبيل محبوس شدن به مدت زياد در همان محل خود كشي است كه آن روح به دليل اينكه ار ماندن اجباري در آن مكان خسته مي شود در ساعاتي كه گويا آزادتر است دست به آزار و اذيت مي زند.

اينكه يك مد يوم معروف گفته ( هركس در اين عالم اعمال خير و هدايت كننده انجام دهد در آن عالم ( جهان ارواح ) نيز كارها و اعمالش از روي حكمت و خرد خواهد بود) نشانگر اين مطلب است كه آن ارواحي هم كه در اين جهان اعمال زشت و شرارت آميز انجام مي داده اند قطعا در عالم ارواح هم به محض اينكه موقعيتي پيدا نمايند دست به اعمال زشتي كه در شخصيتشان وجود دارد خواهند زد كه از آن جمله همين ايجاد مزاحمت براي مردم زمين است و علل و عوامل ديگر كه هنوز مثل خيلي از مسائل پيچيده مادي و معنوي ديگر بر بشر خاكي روشن نشده است.
 
 
گوشه هائي از مكالمه با ارواح

 


مكالمه با روح ميرزا تقي خان امير كبير
روح تقي حاضر است .
س- حال شما چطور است ؟؟
ج- حال من خيلي خوب است
س- پس از آنكه شما را كشتند آيا تا اين تاريخ بد نياي جسماني مراجعت كرده ايد ؟؟
ج- خير من احتياج نداشتم .
س- آيا تصور مي كنيد بزودي به عالم ملكوتي صعود مي كنيد ؟؟
ج- بلي بزودي خواهم رفت
س- شما فعلا مشغول چه كاري هستيد ؟؟
ج- من در اينجا مشغول مطالعه طبيعت و بزرگي خلقت هستم. حقيقتا حيرت آور است در عالم جسماني ما هيچ نمي فهميديم اوضاع عالم و خلقت آن بكلي غير از آن چيزهائي است كه در عالم تصور مي كنند. ما اينجا و ظايفي داريم كه در صورت انجام آنها موفق به ارتقاء مي گرديم و الا بعالم جسماني صعود مي كنيم و هيچ عذابي بالاتر از جسمانيت براي روح نيست و تعجب است كه در عالم شما مردم علاقه زيادي به حيات دنيائي دارند. مرگ در نظر آنها دشوار است در صورتيكه كاملا در غفلت هستند عالم جسماني جز همان جهنم كه تمام اديان از آن ياد كرده اند چيز ديگري نيست انجام و ظيفه براي ما چندان سخت نيست با كمال سهولت تكاليف خود را انجام ميدهيم هر گاه ميل كنيم مطلبي را بفهميم فورا اراده مي كنيم از آن موضوع مطلع مي شويم و هر گاه بخواهيم در عالم جسماني به كسي چيزي بفهمانيم بوسايل مختلفه ممكن است مثلا القا مي كنيم فلان كتاب را بخواند و قتي كه بخواهيم به كسي بفهمانيم كه كار بد نتيجه خوبي ندارد به اوالقاء مي كنيم كه به نتايج آن فكر كند ما اينجا خيلي تفريح داريم كه صد يك آن در دنياي جسماني شما نيست و لذتهاي زيادي مي بريم كه تصور آنهم در عالم جسماني براي شما ممكن نيست.
س- آيا عذابي كه ارواح در عالم شما تحمل مي كنند اسباب تصفيه آنها مي شود ؟؟
ج-بلي ولي تصفيه حفيفي در عالم جسماني شما است.
س-پس عذاب آنجا فقط بعنوان مجازات است يا نه ؟؟
ج-بلي
س- همان طوري كه ارواح از عالم شما براي تصفيه به عالم جسماني رجعت مي كنند آيا از عالم ملكوتي هم به عالم شما رجعت مي كنند يا خير ؟؟
ج- خير آنها براي تصفيه ممكن است به كرات ديگر بروند
س-آيا ممكن است بفرمائيد ارواح در عالم شما به جند طبقه تقسيم شده اند ؟؟
ج- ارواح در عالم ما به چهار طبقه تقسيم شده اند طبقه اول ارواحي هستند كه مقامشان فوق سايرين است. طبقه دوم آنهائي هستند كه تا درجه تصفيه شده اند.طبقه سوم آنها هستند كه حالشان خيلي بد است و در عذاب مي باشند.
س- شما در كدام طبقه هسنيد ؟؟
ج- من در طبقه اول هستم
س- در عالم شما آيا غير از ارواح بشر ارواح ديگري هم هستند. ؟؟
ج-خير فقط ارواح بشر در اين عالم است.
س- آيا حيوانات هم داراي روح هستند. ؟؟
ج- البته داراي روح هستند ولي آنها هم يك عالم ديگر دارند
س-آيا در عالم شما هم خواب هست ؟؟
ج- در عالم ما نه خواب هست نه خوراك نه لباس ما احتياجي به اين چيزها نداريم
س-در جلسات معرفه الروح اغلب ديده مي شود كه ارواح بعضي اشياء براي حاضرين مي آورند يا في المجلس اشيائي مي سازند مي خواهم بدانم آيا حقيقتا ارواح داراي چنين قدرتي هستند. ؟؟
ج- بلي روح مي تواند اشياء را از محلي به محل ديگر حمل كند و مي تواند خودش آنها را از مادي اثري بسازد
س- در عالم شما آيا تمام ارواح با هم مربوط و مباشر هستند ؟؟
ج- بلي هر روحي محشور و معاشر با ار واح طبقه خودش است
س- چرا بعضي اوقات نشاني كه از ارواح خواسته ميشود اشتباه مي كنند ؟؟
ج- براي اينست كه اغلب جزئيات عالم جسماني را فراموش مي كنند ولي ممكن است از يك روح عالي حقيقت گفته هاي آنها را سوال كنيد
س- مي توانيد بگوئيد چند مدت است كه بشر در كره زمين زندگي مي كند ؟؟
ج- بلي تقريبا 15 ميلون سال است .
س- آيا هرروحي مي تواند در عالم جسماني ما اجسام را حمل و نقل نمايد يا اسبابي بسازد ؟؟
ج- بلي هر روحي مي تواند ولي فقط ميتواند حمل كند ارواح طبقه اول مي توانند سازندگي كنند
س- ميگويند در عالم زمان و مكان وجود ندارد لذا عده اي مدعي هستند كه از آينده اي ميتوان خبر داد ؟؟ و بعضي اوقات خواب هائي كه ديده ميشود پس از چندي واقع مي گردد.
ج- زمان و مكان آن نوع كه شما فكر مي كنيد مخصوص دنياي جسماني است ما نه زمان داريم نه مكان تمام موجودات وجود دارند و حوادث تا حدي كه مي بينيم در نظر ما حكم حال را دارد وقتي كه شما ميل داشته باشيد بدانيد هر موضوعي كه ممكن است از من سوال كنيد و من به شما ميگويم ولي در موضوع مادي نباشد چون ما موظف به پاسخ نيستيم
س- ارواح در عالم شما چه صورتي دارند از قراري كه گفته مي شود آخرين صورت جسماني خود را حفظ مي كنند ؟؟
ج- خير يك شكل درهمي است كه هيچ از آن مفهوم نمي شود ماها خودمان از اوضاع خود با خبر و آگاه هستيم شما فقط بدانيد كه ما يك شكل درهمي داريم.
س- اشخاص كه قبل از موعد مقرر بواسطه حوادث تلف مي شوند چه حالي دارند ؟؟
ج- آنها خيلي زود بر مي گردند و البته قدري نسبت به آنها مراعات مي شود
س- بعضي اشخاص نسبت به يكديگر محبت فوق العاده دارند در صورتيكه درجه روحي اين دونفر يكي باشد ممكن است تصور كرد در آن عالم نيز با هم معاشر خواهند بود. در صورتي كه درجه روحي آنها مختلف باشد آيا از ديدار هم محروم خواهند بود ؟؟
ج-براي ارواحي كه مقامشان خيلي پست است جز اين چاره اي نيست انسان براي تصفيه از راه انجام وظيفه خلق شده نه براي عاشق و معشوق
س-تقدير چه چيز است ؟؟
ج-تقدير همان اعمال خوب يا بد انسان است كه در دوره قبل داشته و البته انسان هر قدر عميق باشد بهتر متوجه نكات ميشود بي تجربگي زيان آور است.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 17:44  توسط l-l43ti  | 

رواج شیطان پرستی درایران

 

موقعیت جغرافیایی فعالیت این جریان مخرب و ویرانگر اخلاقی برخی ازشهرهای نقاط مرکزی و جنوب غربی ایران است و خشونت، خونخواری و آدم زدایی از ویژگی های آن به شمار می رود به گونه ای که برخی از جوانان هوادار این جریان‌ها با آسیب رساندن به خود و دیگران درصدد ارتقای جایگاه خویش در گروه هستند.


 


 


بنا بر این گزارش، رفتار خشونت آمیز اعضای گروهای شیطان پرست با حیوانات و برخی از اطرافیان نیز بسیار تاسف‌بار و قابل تامل است.

یک کارشناس ارشد فرهنگی با اشاره به پوشش ها و مدل‌های جدید مد برخی از دختران و پسران از گسترش فعالیت گروه های شیطان پرستی ابراز نگرانی کرد و گفت: این جریان ضد فرهنگی از دهه ۷۰ وارد کشور شد و در سایه غفلت مسئولان به سرعت در قالب شبکه های زیرزمینی در برخی از شهرستان ها و مراکز استان و همچنین تهران بزرگ ریشه دوانید.

به نوشته برنا، در تحقیقات مستندی که به تازگی در اختیار مسئولان ارشد کشور قرار گرفته است، لباس های گشاد، لباس های رنگی جلف، انگشتر‌های خاص تیغ دار، دستبندهای متنوع و عجیب، گردنبندهای اسکلتی با موهای بلند یا سر طاس به عنوان نشانه‌های ویژه گروه‌های همسو با شیطان پرستی بیان شده است.

در این گزارش تاکید شده است که علاوه بر ماهواره ها و سایت‌های اینترنتی، انتشار کتب متعدد برای ترویج این جریان در داخل کشور عامل رواج این فرقه ها شده است.

برنا خاطرنشان ساخت: جریان شیطان پرستی در غرب با ابزار موسیقی اعلام موجودیت کرد و روابط نامشروع، موسیقی متال، رفتارهای ساحرانه و اعمال و مناسک خاص ماورایی و جادوگری از ویژگی های این جریان است.

یک عضو گروه تحقیقی که علاوه بر گزارش، فیلم مستندی از فعالیتها و رفتارهای شیطان پرستان در ایران تهیه کرده است،‌ در گفت وگو با برنا، حتی از نفوذ علائم گروههای شیطان پرستی در رسانه های گروهی کشور سخن گفت و از این وضعیت، ابراز تاسف کرد.

وی که نامش فاش نشده است، گفت: متاسفانه برخی از آهنگ های آگهی بازرگانی، و تیتراژ برخی فیلمها و سریال ها، در کنار صحنه آرایی برخی برنامه ها، برگرفته از آئین‌ها و ملودی‌های گروههای شیطان پرستی است.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 17:16  توسط l-l43ti  | 

ـ~~-ـ-~~جن  روح  شیطان~~-ـ-~~ـ-

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 17:6  توسط l-l43ti  | 

روح

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 16:12  توسط l-l43ti  |